|
مریضم انگار هی لرزم میگیره٫ بعد از کلاس رفتم دکتر از ترس خوکی دوتا آمپولم زدم نمیدونم چرا میلرزم اینقدر. باید تا هفتو نیم حاضر باشم بریم. وای از کی تاحالا از 3 شب زود تر خوابم میاد! انگار که دیازپام زده باشم. لباس آبی گرمرو میپوشم .بعضی وقتا دوس ندارم از ماشین بیاده شم٫ دوس دارم همینجوری بخونه و ماشین بره و من بیرونونگاه کنم و به هزار جا فکر کنم . میرسیم ٫خونرو تاریک کردن شمع روشن کردن٫
من با گلای آبیه تو راهرو چیکار کنم !!! نه دلم میاد بزارم یخ بزنن نه دلم میاد بیارم تو بزارم تو گلدون. دیره واسه خیلی کارا٫ خیلی چیزا کاشکی بفهمه .
بد دیره ...
اینروزا انقدر نازکم که اگه یکی یه ظرف انار قرمز شیرین واسم دون کنه و روش گلپر بریزه بیاره و فقط از رو دلسوزی دیدن روزگارم ٫ بهم بخنده و بره عاشقش بشم . اونقدر نازکم که یکی از رو دلسوزی یه چی بگه به منظور- شوخی دلم بشکنه ازش ٫ تا حالا انقدر نازک نشده بود که نتونه آب بشه ٫ دلم دیگه آب نمیشه اینروزا از وقتی رفته ٫ باید بگم از وقتی رفتم ٫ دلم دیگه دل نیس اصن. بعد هی تو این احوال مسیج میده که چی شد اینجوری شد !!! بعد من دلم نازک تر میشه هی تو خودش آب میشه . بعد هر چی کلنجار میره با خودش که دیگه نمیتونه بسوزه واسش ٫ که با این کاراش میفهمم که چه خوبیایی داشته و رو نکرده بوده واسم . اصن نمیدونم کجام اینروزا فقط میگذرونم که تموم شه به خودم میگم تموم شده دیگه راحت شدی ٫ میاد میگه آدم شدم دیگه چشم ؟ من میگم آخه دیگه فایده نداره خورد شدن تورو نمیخواستم من که ٫ میگه نمیتونم ٫ چه جوری تونستی ؟ میگم آرزو میکنم مرد شی فقط ٫ میگه شدم چشم ؟ میگم برو دیگه بکن دیگه توی اینروزا رو نمیخوام دیگه ٫ هی اشک میریزه میگه بگو نمیخوای میگم نمیخوام ٫ میگه وای چه جوری میگی؟ چه جوری میتونی؟ چشمامو تنگ میکنم رامو میکشم میرم ٫ بعد هی اشک میریزه واسه دلم نمیدونه دل دیگه دل نیست آخه ٫ فکر نمیکنم حرف نمیزنم رامو میرم بی هدف ٫ انگار من نیستم اصن دیگه .اینروزا هر کی گذرش به من میوفته٫ تو دلش میگه اشکات کو پس ٫ پست فطرت ...
مردم اینروزا مرد نیستن دیگه ...
تمام کارامو تنظیم میکنم که زود برسم و زود برم تو٫ بازم میگن چهار که نیست پنج برو منم از خدا خواسته میشینم و پنج میرم ٫تا برسم چند دقیقه پیاده روی داره٫ بارونه نم نم خوبه هوا نفس میکشم. میرسم میبینم بعله همون چهار اومده و چه قدرم شلوغه. نه میپرسم آدمارو نه میشمرم میگم خب تا نوبتم شه یه چندتا وبلاگم میخونم .مشینم یه خرده زیر چشمی آدما رو نگاه میکنم و هی شباهت میدمشون . بعد به کار خودم میرسم همینجوری که حواسم به صفحه کوچیک گوشیمه چشمم میوفته بهش ٫میگم اگه اینجوری باشه چی ؟ میگم خیلی خوبه که! چشمام میخندن حواسش هست نیم نگاه میندازه هی پامیشه جاشو عوض میکنه. شایدم ریز نگاههای من باعث میشه حواسش باشه ولی میبینم نه . یه خرده فکر میکنم به ریخت و قیافم که از ده صبح هزار جا رفتمو ٫میدونم همون دهو نیم صورتم هر چی آرایش بوده خورده و اثری نیست ازش احتمالا زیر چشمامم یکمی گوده ٫ولی لباسام خوبه دوسشون دارم . میگم کاشکی اینهمه سوار آسانسور شدم از صبح تا حالا یه بار خودمو نگاه میکردم .لبمو کج میکنم ٫رفته اون پشت بشینه یا شایدم وایساده نمیدونم من از وبلاگ خوندن خسته شدم سرمو تکیه دادم به دیوار همه دارن فوتبال میبینن . میاد اینور با نگاهش دنبالم میگرده نگامون به هم میوفته میاد میره سر جای قبلیش میشینه از اونجا من نمیتونم زیرکی نگاه کنم ولی اون میتونه بدون اینکه من بفهمم نگاه کنه آقاهه میگه بعد از اینی که رفت تو شمایی خانوم ... بعدشم شمایی ... اه نمیفهمم فامیلیشو ٫نوبتم میشه یه جوری پامیشم که قابل برانداز باشم٫ وقتی میام بیرون نشسته٫ انگاری که صبر کرده من راحت کارمو انجام بدم. میرم پایین کار دارم اصولا همه پایین هم کار دارن٫ باز برمیگردن بالا میگم خب اگه مثل من باشه میاد پایین دیگه .پایین خیلی شلوغه وایمیستم دم در که هم هوا بیاد هم ببینم اگه رفت٫ گوشی زنگ میخوره میگن میان دنبالم قطع میکنم میگم اه .اومده نشسته من وایسادم با فاصله یه متر ٫بدم میاد اونجا بشینم میکروبش زیاده انگار یه جوریه . حواسم هست٫ هر بار که میرم عقب نگاش میاد میگم نه٫ اگه خودش باشه انقدر پررو هست که بیاد جلو ٫هی میگم یه چیزی بگو دیگه نه اونم بدتر از من صداش در نمیاد٫ داره با گوشیش ور میره هی٫ شایدم اصن نمیخواد فقط داره نگاه میندازه٫ من نمیدونم دیگه میگم اگه بخواد چیزی بگه میگه دیگه. میان دنبالم ٫هنوز نوبتم نشده حرف میزنم که بشنوه صدامو ٫ یکم واسه شلوغی غر میزنم٫ نوبتم میشه. دارم میرم صدام میکنن به اسم ٫میگن چک کن اشتباه نباشه .میگم اه این اسم منم فهمید من حتی فامیلیشم نفهمیدم. به همرام میگم باید برم بالا کار دارم بازم کارم که تموم میشه میبینم اونم کار داره . وایساده تا من کارم تموم شه بعد بیاد تو٫ راهرو نازکه رد میشیم از هم ...
تنهایی ٫هوا رو دارم فعلا بد جور ...
یه آرامشی هست تو این تنهایی های اینروزام که انگاری یه عمره دارم دنبالش میگردم ٫ اصن آرامش دنیام که دنبالش بودم داره پیدا میشه انگار ...
فکر نکن چون گذاشتم رفتم یادم نیس هیچی ٫ فکر نکن دوست نداشتم و رفتم ٫ من تمام دنیامون یادمه ٫ برعکس تو . درسته تو یادت رفته بود تولدمو ٫ یادت رفته بود نزدیکه تولدمه و زدی همه چیزو خراب کردی ٫ ولی من خوب یادمه امروزو ٫ من خوب یادمه سال اول واست کیک گرفتم دوتایی جشن گرفتیم ٫ یادته اصن ؟ الکی نگو آره ٫ من میدونم آرزوی امروزت چیه ٫ اشکال نداره تو منو نفرین نکنی کی بکنه .
تولدت مبارک تک دوستداشتنی دنیام .
دقیقا تو بهترین فصلای خدا ٫ تو بهترین شبا و آرامشاش ٫ تو بهترین هوا که باید یکی باشه این دورو ورا هوای همو داشته باشیم ٫ تنها موندم بد جور...
امسال بیشترین چیزی که تو دلم مونده اینه که ٫ تولدم کیک نداشت .شاید اگه داشت ٫ شیرین بود اینروزا ...
یکی از مزخرفترین چیزا میتونه این باشه که خیلی شادو شنگول از خرید کتابایی که مدتیه میخواستی داشته باشیشون برگردی و برای یک ساعتم شده یادت بره که اینروزا چیا سرت اومده ٫ و بری تو سوپر خرید کنی ببینی بچه ای رو با سگ اشتباه گرفتن و بهش بجای کمربند کنترل بچه ٫ کمربند سگ بستن اونم بدون بند و مادرش هی میکشدش ٫ اونم بچه ای که تازه راه افتاده ٫ هیچکس انگار تومن نبود اونلحظه بگه بهش ٫سگ میخواستی چرا بچه به این قشنگی اوردی آخه ...
حالا این حکایت منو خداودنیاس بعضی وقتا ...
یه وقتایی واقعا نیازه که یکی یهویی محکم از پشت بیاد و بغل کنه٫این واسه وقتاییه که خیالت راحته بغلی وجود داره حتی اگه پشت بهش باشی ٫ ولی حالا فقط یه بغل میخوام که توش جاشم سرم بچسبه به سینش و انقدر فشارم بده تا بغضم هونجا ریز ریز بی صدا٫ کار خودشو بکنه ...
چرا چه هستی و نیستی همش تو فکر من راه میری ؟ تو خواب من چیکار داری آخه ؟! برو دیگه ٫ برو حداقل بزار خوابم آروم باشه ...
مرد من باید بتونه مثل اولای تو همیشه واسه به دست آوردن من سریش باشه و حریف ناز کردنای من بشه ٫ باید خیلی مهربون باشه بلد باشه مثل اولای تو با صبر منتظر من بشینه حالا بعضی وقتا با شاخه گل بعضی وقتام بی شاخه گل باید بلد باشه هر وقتی که هوا خوبه هر وقتی که خودش میدونه من کی ها بیرونم میگیره٫ هر وقتی که بارونه بیاد قدم زنون٫ غر نزنه مثل تو .باید وقتی که من شبا دلم میریزه یهو زنگ میزنم داد نزنه حال کنه از زنگ زدن من صداشو خابالوتر کنه واسه من تا من غرق صداش بشم نصف شبی . باید مثل تو ببوسه ولی هربار که ببوسه همون لرز اولین بوسه رو بندازه تو تن جفتمون حالا هر جایی و هر وقتی که باشه .باید بیتاب با من بودن باشه .باید مثل تو پوزیشن خوابیدنا رو بلد باشه مثل تو٫ تو خواب حرف بزنه گاهی غرغر کنه در گوشم بلد باشه بغل کنه مثل تو اصن اگه من تو بغلش جانشم که مرد من نیست از همون اول . باید فکر منو بخونه بدونه کیا چی میخوام ٫باید وقتی میرم خرید مثل بچه کوچولوها دنبالم بیاد غرم نزنه اصن همیشه مهربون باشه کلا. ارزش بدونه اونقدر که چشاش هرز نپره حالا چه با من و چه بی من . گاهی وقتا بلد باشه تخت و مرتب کنه خیلی قشنگ و تمیز٫ بلد باشه ظرف بشوره بعضی وقتا غذا بپزه مثل تو . بلد باشه مثل تو صبحونه تو رختخواب بیاره٫ مثل تو وقتی دارم از تب میسوزم حمومم کنه با دلسوزی تمام . دروغ نگه اصن . شبا یا بخوابه یا اگه نمیخوابه نگه خوابم الکی بره اینور اونور بعدا که من فهمیدم بزنه زیرش٫ اصن همچین آدمی مرد نیس . تنهایی نره مسافرت ٫وقتی من دلم کلبه چوبی میخواد که بارون بیاد بو چوب بده همه جا ببرتم اونجا٫ یا دوتایی یا با آدم حسابیا .هر چی فیلم جدید قابل دیدن بیاد زودتر از من غافلگیرم کنه واسه دیدنش . بلد باشه وقتی مستم ٫ خرابش نکه و مثل تو اون لحظه یه کارایی کنه که تا عمر داریم یادش بیوفتیم و از ته دل بخندیم .دادو نباشه بدم میاد دادو و بی ادب .یکی باشم واسش طوری که با کاراش به همه ثابت کنه . یکمی زبان بلد باشه ترجیحا ایتالیایی نشدم همون انگلیسیش و وبلاگ بخونه و گاهی کتاب بخونه .بلد باشه آواز بخونه واسه من ٫ وقتی شبا خوابم نمیبره و میزنه به سرم و آواز میخونم تو ذوقم نزنه ٫ وقتی شبا و بعضی صبا الکی حرفم میگیره و هی تند تند حرف میزنم گوش بده و اونم بعضی وقتا اینجوری باشه ٫ بلد باشه بیاد مشکلاتو حالا چه سخت چه آسون دونفری حلش کنیم . بلد باشه مثل تو فقط مثل تو عشق بازی کنه .عاشق باشه و ثابت کنه٫ دلمو نلرزونه نترسونه از پریدنش ٫از با کس دیگه بودنش .منو سرکار نزاره . یه کاری نکنه که هی بریزم تو خودم بریزم تو خودم بهو بترکم بزارم برم٫ بعد دیگه نتونه کاری کنه و فقط بگه پشیمونم . فقط انقدر دوسم داشته باشه که من خسته نشم بیتوان نشم٫ پشتمو خوب و محکم گرم کنه انقدر که تو خوابم دلم قرص گرمیه پشتم باشه . انقدر بزرگ باشه که بفهمه همه اینارو٫ مرد باشه بچه نباشه . و بدونه همه اینا که میگم و خیلی چیزا که الان یادم نیست و خودش میدونه ٫ کاملا متقابل- . همین...
شاید بدترین روز تولد آدم ٫بتونه آدمو بسازه ٫ چه میدونم از همین استدلالها دیگه ... اون وقتی که نباید صبر داشته باشم تو صبر خودم میمونم ٫ حالا که تنها راهم صبر و تحمل شده٫ ندارم آقا جان ندارم ...
پنج روز دیگه تولدمه ٫ ولی دنیا روسرم آوار شده ٫ خودت کردی من خیلی صبر کردم ولی دیگه توانم لبریز شد نکشیدم خودم مونده بودم چرا منفجر شدم ٫ هر چی بود خودت سر خودمون آوردی همه بهت گفتن گوش ندادی ٫ همه به من گفتن گوش ندادم ٫ احترام گذاشتم به دوست داشتنم ارزش قائل شدم واسه تو ... گفتی فرصت بیا اینم فرصت چیکار کردی؟ داغونم کردی بد جور ٫ کاشکی فراموش کردن تو به همین راحتیا بود ٫ چرا تو خونتون این پشته ٫ چرا پنجره هامون روبه همه ٫ چرا اینهمه آینه دق داریم ٫ وقتی داشتم پنجرمو سیاه میکردم نمیدونی چی کشیدم ٫ آخه تو که میدونستی مهمترین روز دنیا واسم روز تولدمه چرا هیچ تلاشی نکردی از فرصتت استفاده نکردی تو که میدونستی من شکستم ٫ چرا فکر کردی هرکاری کنی آخرش من هستم٫ میتونم قیافتو تصور کنم وقتی فهمیدی ٫ انقدر حالم بد شده ٫که خانواده خبر دار شدن ٫ وقتی که گفتم هر حرفی داری به اونا بگو . حالا هم چیزی نشده من موندمو هزار تا خاطره ریز و درشت که داره جونمو در میاره ٫ تو موندیو دیوار اتاقت که پراز منه ٫ من موندمو پریدن از خواب و زار زدن توموندیو خیره شدن به پنجره سیاه من ٫ من موندم و هزار تا حسرت تو موندیو هزارتا حسرت ٫ من موندمو نگاه مردم تو موندیو تنفر مردم ٫ من موندمو بی انتظار صبح تو موندیو بیدار شدن صبح زودو بغل خالیت ٫ تو موندیو از خواب پریدنای ظهرتو بغل خالیت ٫ آی واقعا آی که چیکار کردی .چیکار کردی ٫دنیامونو خراب کردی ٫ من فقط تو کار دنیا موندم همین .موندم که چی شد اصن اینجوری شد ٫ به هیجا نمیرسم .آره پنج روز دیگه تولدمه...
و اینروزها هر چه هرزه تر پر طرفدار تر ...
دیگه زندگی ٫ زندگی نیست انگاری همش یه کابوسه چه گذشتش چه آیندش .من حتی توان فکر کردن به پیش آمده هارو ندارم چه برسه به گفتن٫ وای چه برسه به نوشتن.اونجایی که حق میدادن مال مارو ندادن اصن هیچ وقت٫ حالا مگه دیگه حقی هم میدن که برم بگیرم !! و واقعا چرا هر سال پاییز من که میشه دنیا یکبار کاملا باید سرمون خراب شه و ضخماشو بزاره ته ته دلمون و بعد ادامه بده تا بهانه خرابی های سال دیگشو جمع کنه ...
|
About![]()
از چه باید بنویسم .. Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 Links
this_is _me |