|
حالا که من ترسم ریخته تو میترسی ؟ چی زوده ؟ چرا زوده؟ چرا میترسی ؟ هیچی نمیشه عشقم یه کم رابطه ها صمیمی تر میشه فقط همین ٫ نترس من به تو تکیه دادم به خاطر منم که شده نترس خوبم ... همه چیز خودش پیش رفت و داره پیش میره خودش به وقتش ... دوتاییمون تو عمل انجام شده قرار گرفتیم ٫ همیشه دوتامون فکر میکردیم همچین روزی چه جوریه ... خدارو شکر که همه چیز خودش درست شده ... نترس منو تو همدیگرو داریم ٫ این زندگی مال ما دوتاس نترس عشقم ...
یه روز پر از تو ٫ یه روز پر از خنده ... ٫ ترسیدم ٫ ولی تو گفتی که هر چی بیشتر میگذره اشتیاقت بیشتر میشه .. تو گفتی که بهونه اورده بودی و من اگه کاری کرده بودم زنده نبودم ... تو گفتی که هیچ کسی رو به جز من نداری و دوست نداری ... تو تا من اومدم باهات دعوا کنم خندیدی .. همونجا فهمیدیم که هیچ وقت نمیری ٫ حرفات تند بود ولی تو چشات معلوم بود چه خبره ٫ واسه همین انقدر نگات کردم تا کوتاه بیای و بغلم کنی و بگی که نمیری و فقط منو داریو منو تو مال همیم ... ممنونم برای همه زندگی که برام ساختی ....
خوبه که هستی ٫ مرسی که هستی ٫ ممنونم که گرمم ...
امروز چه قدر دلم خواست كه بابام رئيس يه جايي بود ٫ يا يه پارتي خيلي كلفت داشتم ٫ امروز تو ساكتي خورد شدم ٫ گريه نكردم ٫داد نزدم٫ دعوا نكردم٫ فحش هم ندادم فقط آه كشيدم تو دلم ريختم . ناراحت نشدم از خوشحالي دوستام ولي ميتونستم كه خودم خوشحال باشم حتي بيشتر از خوشحاليه دوستام ٫ من امروز خودم نبودم ٫ خودم مونده بودم كه چه خبره ٫ نميدونم اسمش چيه حق خوري ٫ پارتي بازي ٫ ترسيدن از ما ؟ نميدونم نميدونم . امروز با تمام وجود دلم خواست كه فقط امروز پسر بودم و كاش ميشد كه اينطور باشه ٫ هنوز تو ناباوري به سر ميبرم هنوز صدام در نيومده ... امروز بيست و چهار نفر با تمام خانوادشون آه كشيدن ٫ خيلي هاشون گريه كردن ٫ داد زدن ٫ تمام سعيشونو كردن كه درست شه اما نشد ... امروز هممون هزاران بار گفتيم و گفتيم كه ر-ي-د-م به اين مملكت ...
موندم تو كار اين زمونه بازيش گرفته باما ٫ هي شل و سفتش ميكنه ٫ موندم چي بگم چي كار كنم !!! خيلي وقتا ميخوام حرف بزنم ولي انگار خفه شدم صدام در نمياد ولي بعضي وقتا كه نبايد جيكم در بياد ورور ميكنم ... واقعا موندم تو كار دنيا نميدونم خودش هنگ نميكنه با اين همه شل كن سفت كنش ....
من که خیلی وقت پیش گفته بودم برو ٫ نگفتم ؟ تو گفتی نمیتونم منو تو بهم گره خوردیم ؟ نگفتی ؟ نگفتی نمیتونم٫ خاطره هات داغونم میکنه ؟ نگفتم هرچی از من داری بنداز دور؟ نگفتی نمیتونم٫ اینجوری بی نفس میشم ؟ حالا که تو رفتی گریه نمیکنم ٫ ولی من با این همه خاطره چی کار کنم ؟؟؟؟؟
تاحالا اینهمه تو کار دنیا نمونده بودم ٫ نمیدونم چه قدر دیگه باید ساکت بشینمو صبر کنم ... نمیدونم شاید همه چیز اشتباهه حتی زنده موندن ولی این یه اشتباه جبران ناپذیره ٫ اجباریه باید بسوزمو بسازم ٫ میدونم که میشکنم میدونم که شکستم ٫ همیشه این وقتا تنها تر از تنهاییم شاید بتونم عاشق تنهایی شم حداقل میدونم تا خودم نخوام ترکم نمیکنه ....
تو رفتي ٫ خودم ميخوام اين دلمه كه راضي نميشه٫ خيلي دلم ميخواد بدونم تو دل تو چه خبره ٫ زندگي خيلي سخته هميشه هرجا ميرم هي كسي رو ميبينم كه مشكل داره ميگم ساده بگير٫ ولي آخه من نميدونم چرا لالايي برا خودم نميخونم ... نميدونم تو اين دنيا چه خبره٫ گفته بودم دلم نميخواد رومون به هم وا بشه نبايد بشه ٫ رعايت كن بزار حرمتامون زيبا باشه البته اگه هنوز دوسم داري و ميخواي بموني من ميدونم خيلي وقتا بهونه ميگيري... من دلم ميخواد از قشنگي ها بنويسم ٫خودت ميدوني كه تو دنيامي ميدوني كه حواسم به تمام كارا هست نميدونم براي چي شك به دلت راه ميدي٫ ميدونم حق داري حساس باشي اما فكر كن.. قرار بود زندگي كنيم نه اينكه يه روز قهر يه روز آشتي قرار بود هر چه قدرم كه قهر باشيم جامون عوض نشه پانشيم بريم رو مبل بخوابيم اين چه كارارييه ميكني فكر كردي من باور ميكنم كه داشتي فيلم ميديدي خوابت برد ؟ نميدونم شايدم همينطوره كه تو ميگي تعارف كه نداري... بعضي وقتا فكر ميكنم كه يه دختر كوچولوي لوس دارم تو خونمون٫ نكن عشقم زندگي رو براي خودتو من سخت نكن ما هر چيزي كه ميخوايمو داريم چرا لجبازي ميكني خسته شدم باور كن تمام وجودم خستس ميدوني چه قدر دلم براي بغلت تنگه اين خوب نيست كه قهر كرديو نمياي و ميگي رفتي٫ باشه ميخواي بري برو ولي با دليل برو ....
داداش جون جونم عروسیت مبارک باشه دعا میکنم همیشه خوشبخت باشی ٫ داداشی ببخشید رو یقه لباست لک افتاد باور کن من تمام سعی خودمو کردم که نشه ولی شد ... اشکال نداره روش کراوات میاد .... خوب نیست که داری میری ولی خوبه که خوشحالی ما هم با حوشحالی تو خوشیم ....
عروسیت مبارک ...
برای دل غمناکم قالب هدیه گرفتم ٫ البته تا زمانی که جای دیگه ای این قالبو نداشه باشه .. *اگه مشكلي تو بالا اومدن وبلاگ ديدين بهم بگين٫ ممنونم ...
ميخوام عكس بزارم ولي ميره اون پايين مثل اين پست پايينه كه عكسش شصتاد متر پايينتره ٫ بهم بگين چي كار كنم اينجوري نشه ...
مشکل از منه شاید نمیدونم ٫ من خیلی وقته چیزی نمیدونم من فقط اینو میدونم که عشقی که میخواستم داشته باشمو ندارم ٫ من میدونم که انقدر کم طاقتم که هر لحظه احساس میکنم دلم داره میترکه ٫ من میدونم انقدر ظریفم که یه تلنگر اشکامو سرازیر میکنه ٫ میدونم انقدر نازکم که به راحتی و بیصدا پودر میشم ٫ بدون اینکه کسی بفهمه ٫ میدونم که فقط نباید خودمو ببینم تاحالا هم همین کارو داشتم میکردم ولی نمیدونم توی این دنیا چه خبره .. نمیدوم این ترس زندگی چیه تو جونمه ٫ این ترس جدایی چیه ؟ میدونم اگه بخوام میشه و عادت میکنم ٫ موضوع اینه که من همش دارم جلوی خودم شرمنده میشم ٫ وای بر من ساده و ضعیف . من فقط میدونم که عشق از من یه آدم ضعیف ساخته ٫ یه برده ساخته که به کاراش برسم تا چیزی کم نداشته باشه ... شاید چون از زندگی میترسم هی سرم میاد ٫ کاشکی میتونستم بیشتر از اینکه از زندگی بترسم از مرگ بترسم اونموقع شاید سرم میومد ٫ تازه شاید ....
هیچی تموم نشده باور کن ٫ همه چیز خوبه و آرومه دارم سعی میکنم نزارم چیزی آرامشو تکون بده همین ٫ باور کن همین ٫ دارم سعی میکنم کمتر بترسم . همین ... بابا اجازه بدین من درونمو خالی کنم ٫ ااا بابا من نوشتم تموم شد مگه گفتم چی تموم شده ؟ شاید یه سریال تموم شده باشه ٫یا یه بستنی یا یه خوراکی یا نمیدونم شاید هر چیز دیگه ای !! ها؟
تموم شد همه چیز تموم شد حتی نفسام تموم شد حتی زندگیم تموم شد همیشه فکر میکردم پایانش چه شکلی میتونه باشه و دعا میکردم نبینمش ولی از چیزی که میترسیدم سرم اومد . پایان همه چیز حتی زندگی .....
بیشتر نوشته های آخر هفته مثل همه یعنی موضوعاش مثل همه چونکه همیشه آخر هفته ها نازمون زیاده . ممنونم برای تمام سوغاتیای آبیت میدونم تمام وقتتو برای خوشحال کردن من گذاشتی ممنونم برای اینهمه مهربونی و ببخشید اگه بد اخلاقی کردم ٫ میدونی که تقصیر من نبود . خوبه که آرامش دارم میدونم که چه چیزایی در انتظارمونن یه کم بیشتر نمونده ٫ همه چیز یه کم بیشتر که بگذره تموم میشه و دوباره به آرامش میرسیم . مهربونم ممنونم که تحملم میکنی ...
لجبازی میکنی ؟ مرض داری آخه ؟ آزار داری آخه؟ خوشت میاد من غرغر کنم سرت ؟ دلت میخواد گریه کنم ؟ چته ؟ خوبی ؟ دلت تنگ شده ؟ چون دلت تنگ شده اذیت میکنی ؟ خوب چرا من اذیت نمیکنم ؟ یعنی انقدر صبر نداری که صبح شه منو ببینی ؟ خب تحمل کن صبر کن چرا عجله داری ؟ صبح هم میرسه منم میبینی .تقصیر منه که پروازت دوروز تاخیر داشته؟ منم دلم تنگ شده ولی غرغر نمیکنم . باید صبر کنی بخواب صبح هم میاد .
خوب من گفتم برو مسافرت ولی نگفتم که اینهمه بری و دلم تنگ بشه تازه یه جایی بری که کلی جون بکنم تا تو شبکه موجود باشی . اااا خوب اصلا چرا منو نبردی ؟ میدونم خودم نخواستم آخه نمیشد بیام ٫ حالا تو بیا دیگه خسته شدم ٫ شبا خوابم نمیبره تنهام آخه ٫ دلم نمیخواد خونه کسی بخوابم میخوام رو تخت خودمون که بوی تورو میده بخوابم٫ قوربونت برم بداخلاق من ... اااا خوب من شبا میترسم یه کم ٫ زود بیا دیگه نمیخوام برام خرید کنی هیچی نمیخوام فقط تورو میخوام ٫ امشب که خوابیدم و فردام خوابیدم صبحش تو بیدارم کن باشه ؟ دلم تنگ شده عشقم زودتر بیا ...
اولين وبلاگي كه خوندم وبلاگ نوشي و جوجه هايش بود . بعدشم بيشتر وبلاگايي كه ميخوندم درباره همين چيزا بود و خانومهايي كه طلاق گرفتن و دنبال بچه هاشون ميدوند . وقتي اولين وبلاگمو درست كردمو مينوشتم با خيلي وبلاگاي ديگه آشنا شدم اما خب آمار بيشتر وبلاگستان درباره همين خانوم هاست . اين پست رو مينويسم كه خيلي چيزا يادم بمونه . توي اينجايي كه مازندگي ميكنيم مردا تنوع طلبن اولش حرف زياد ميزنن و شايدم راست ميگن ولي بعد از مدتي كه چشمشون به چيز ديگه اي بخوره دلشون از قبليه پر ميشه و زنها هم همينجورن اگه كسي رو به جز شوهرشون داشته باشن قيد شوهرو ميزنن . من ميدونم كه الان نصف بيشتر مامانا تحصيل كردن و حداقل ليسانس و دارن ميدونم كه با اطلاع كافي و عشق كافي انتخاب همسر ميكنن ولي خيلي هاشون اشتباه ميكنن و نميفهمن چي كار كردن خيلي از همين مامانا كودكي نكردن و زندگيشونو با كودكي درونشون ميگذرونن . هنوزم كه هنوزه هرروز حدود ده وبلاگ جديد درباره اين چيزا ميخونمو پيدا ميكنم من ميدونم شناختن آدما كار ساده اي نيست من ميدونم درست كردن بچه دست خود آدمه و اگه خود آدم نخواد هيچي پيش نمياد من ميدونم كه همه اينا كه اون لحظه حواسمون نبود كه چي كار داريم ميكنيم حرفه و كشكه من خيلي خوب ميدونم كه تنها وقتي كه آدم كاملا متوجه كاراشه و حركاتشه همون وقتیه كه داره نزدیکی ميكنه .من میدونم که زن و مرد اگه بخوان اگه عاشق همسرشون باشن هرکاری میکنن که نگهش دارن و مال هم باشن ولی اگه بخوان و سر هر مشکلی جا خالی نکنن. من همه اينارو خوب ميدونم . ميدونم كه به وجود نياوردن بچه كار آسونيه يا از بين بردن بچه قبل از اينكه روحي داشته باشه كار آسونيه حداقل تواين زمونه خيلي كار آسونيه . ميدونم كه درد بعد از سقط جنين خيلي زياده اما يك ماه درد كشيدن بهتر از اينه كه يك عمر بترسي از اينكه يكي ميخواد جگر گوشه هاتو ازت بگيره بهتر از اينه كه يك عمر تو حسرت شنيدن صداي بچت باشيو ندوني چه شكليه و چي كار ميكنه .یا اینکه بچه رو بزاری توی سردرگمی که اینجا چه خبره و تمام عقده هاشو سر آیندش تکرار کنه . من فقط بيست سالمه . اما ميدونم كه تا من نخوام هيچي پيش نمياد تا من نخوام همسرم نميتونه هيچ احساسي به من داشته باشه . من ميمونم توي كار اين مامانا ٫ واقعا لذت بارداري و مادر بودن با اينكه ميدونن چي ميخواد سرشون بياد ارزششو داره !!! اينكه يه زن بخواد از همسرش جدا شه و بفهمه كه اشتباه كرده واقعا انقدر ترسناكه ؟ من میدونم که مادر شدن خیلی قشنگه ولی مادر شدن با عشق خیلی قشنگتره .الان پنج سال از آشنايي من با وبلاگ نوشي ميگذره و ميدونم خيلي هايي كه درداي نوشي رو ميخوندن توجه نكردنو به همون درد خودشونو دچار كردن .من اين پست رو مينويسم فقط براي اينكه خيلي چيزا يادم بمونه و فراموش نكنم كجا و با چه كودكهاي دروني بزرگ شدم . همين ....
من آويزون موندم از درختام ٫ نه از اون آويزونا ها كه سيريش بشم نه! از اونا كه آويزون باشم ٫ كلي داره به مغزم كه الان ديگه توش پر خونه فكراي عجيبي ميرسه كه تاحالا نرسيده بود ٫ داره به يه تجربه هاي خوب ميرسه ٫ اما خيلي احساس خوبيه ٫ هر لحظه فكر ميكنم الان با مخ ميوفتم رو چمنا و همه فكرام ميپاچه رو چمناي آبي باغم ٫ واسه همين همرو دارم مينويسمو دسته بندي ميكنم كار سختيه اما خب شدنيه ٫ خيالم راحته كه تو زير درختم خوابيدي و من اگه بيوفتم ميوفتم روتو ٫ تو از اولشم همينجوري بودي هميشه حواست بود من از جايي نيوفتم ٫ مرسي كه هميشه تكيه گاهي ...
شاید این دفعه آخر باشه یا نمیدونم شایدم نباشه ٫ خوشحالم که قدر همه چیزو دونستیم انگار کشکه که جدا شیم . ولی خوب ایندفعه باید خیلی چیزا رعایت بشه ٫ دیگه از غمام نمینویسم از خوبی ها مینویسم بزا خوبیها ثبت بشن٫ زندگیمون قشنگ بمونه ..
نمیدونم دیگه چه کاری باید بکنم که نکردم ٫ ما مریضیم عشق کورمون کرده همه این اذیتا واسه دوست داشتن زیاده ولی نمیشه باهم باشیم ٫ دارم سعی میکنم روزای بی تورو تحمل کنمو قبول کنم که دیگه آشتی در کار نیست و ما مال هم نیستیم ٫ میشه تو بری درخواست طلاق بدی؟ چون من بلد نیستم اصلا نمیدونم کجا باید برم .... خیلی دوست دارم بیشتر از تمام ستاره ها ٫ بیشتر از تمام ماهی کوچولوهای دریاچمون٫ بیستر از سیبای آبی باغمون که درختاشو تو کاشتی ٫ ببخش برای تمام اذیت هام هیچ وقت فراموشت نمیکنم و همیشه دوست دارم ٫ این جدایی برامون خیلی سخته اما باید کنار بیام شاید دیگه ننویسم ٫ تو دلم فقط تویی خودت خیلی چیزارو میدونی عشق خوب و مهربونم دوست دارم ....
خيلي وقتا از اينكه انقدر زود خودمو درگير عشق و عاشقي كردم غمگين ميشم كه نتونستم برم كافه نادري ٫ باغ فردوس٫ تاتر شهر ٫ تنها برم جشنواره ٫ گالری هارو ببینم ٫ خوش بگذرونم وقتي دلم گرفت تنها برم بگردم ٫ وقتي تنها بودم به سيگار كشيدنم گير ندن ٫ نميدونم شايد حكمت اين بوده كه نتونستم خيلي جاها رو كه بايد ميديدمو ميرفتم رو نديدمو نرفتم ٫ شاید اگه عاشق نبودم نه نقاشکی میشدم نه گرافیستکی میشدم .چه قدر زود خودمو در گير اين عشق دوستداشتنی كردم خيلي زود بود ...
تا حالا شايد خيلي حرف زدم درباره اين كارايي كه ميكني خودت ميدوني كه خيلي دلمو ميشكوني. خيلي كارا ميكني ولي من فقط لبخند ميزنم٫ هميشه ميگم درست ميشه هنوزم ميگم درست ميشه . يه چيزي بايد باقي بزاري كه به بهم دورغ نگيم٫ همين . اينو بفهم برام كافيه همين كه همه چيز برابر باشه برام كافيه٫ ميدونم دوسم داري ميدونم زندگيتم و ميخواي فقط مال تو باشم ولي اين راهش نيست كه از خيلي چيزايي كه تو محروم نيستي محرومم كني٫ من چيزي نميگم چون ميخوام خودت متوجه درداي من بشي اينكه من بگم كه فايده نداره برام . من ميخوام خودت درك كني خودت منو بشناسي ٫ تا حالا شده چيزي بشه من نفهمم ؟ ولي هميشه شده چيزي بشه و تو نفهمي . از همون اول آرزومه كه بدونم تو اون مغزت چي ميگذره كه ميتوني اين قدر بي ملاحظه باشي به راحتي دل بشكوني ٫ من هنوزم ساكتم چون فقط تورو دارم چون تنها تر از اين حرفام . خوشحالم كه كسايي كه اينا رو ميخونن منو نميشناسن خيلي خوشحالم . ولي از اين ناراحتم كه تو منو نميشناسي . تحمل ميكنم تا جايي كه صبر دارم صبر ميكنم چون دوست دارم چون تورو دارم . فكر كن فكر كن به همه چيزايي كه پيش مياد فكر كن بزار هميشه خوش باشيم فقط حرف نزن من خسته ميشم كه تو فقط حرف بزني و عمل نكني من دارم از ثابت شدن يه چيزايي ميترسمو اگه بهم ثابت شه پشتمو به همه چيز ميكنمو ميرم تا تو بتوني با تمام آزاديت زتدگي كني و هر چي ميخواي داشته باشه . من با عشقت زندگي ميكنم نزار يه چيزايي رو بگم كه هيچ وقت نبايد بگم . چرا فكر نميكني چي ميگي؟ فكر كردي دل منم خيلي سخته؟ چون هيچي نميگم ؟ دارم خفه ميشم از بس ريختم تو خودم من از تو هيچي نميخوام به جز آرامشي كه خودت ميدوني چيه . حيف كه خيلي دوست دارم وگرنه انتقام دونه دونه اشكامو ازت ميگرفتم همونجوري كه خودت تلافي كوچكترين چيزارو در مياري ... ولي من بازم دوست دارم چه گريون باشم چه بخندم .
روز پدره میگن میشه گفت روز مرد هم هست ٫ فکر نکنی یادم رفته روز زن اصلا یه تبریکم نگفتی تازه دعوا هم کردی ها . دیگه فهمیدم بیشتر مناسبت ها دعوا راه میندازی البته به طور اتفاقی . یادمم نرفته که از صبح تا همین الانه الان قهری و تو نازی و خودتو میگیریو میخوای دعوا کنی اما بالا بری پایین بیای من امروز دعوا نمیکنم فکرم نکنی ناراحت نشدم که قرار خرید امشبو بهم زدی و غرغر کردی و اشکمو در آوردیو آخرشم گفتی برو اخلاقتو درست کن . اه کچل غرغروی بد اخلاق دادوی کوچولوی کوچولوی کوچولو٫ آخه تورو چه به پدر شدن هنوز مرد نشدی فسقلی ٫ شاید روز زنم فکر کردی من هنوز خانوم نشدم ٫ آره؟ میدونم جوابت همینه میدونی ما خیلی تفاهم داریم یا سلیقه هامون یا اخلاقامون مثل همه این خوبه نه؟ فقط تو یکم دادویی٫ ولی تو هر چه قدرم اشکامو در بیاری و دلمو پودر کنی که هری بریزه پایین ٫خوب من دوست دارم دیگه دست خودم که نیست نمیتونم مثل تو داد بزنم ولی میتونم مثل تو سر دعوا بخندم که ٫ میتونم مثل تو مهربون باشم و همیشه عاشقت باشم . دیگه کجای اخلاقمو درست کنم ؟ تو چرا بلد نیستی ناز بکشی ؟ تو چرا یه چیزایه کوچولورو بلد نیستی دلتم نمیخواد یاد بگیری؟ فکر نکی الان بهت خندیدم از دستت ناراحت نیستم خیلی هم دلم ازت پره ٫ ولی اونقدر نیست که نتونم روزتو تبریک بگم و کادوتو بهت ندم بعدش بازم قهر کن خوب؟ آناناس دادو روزت مبارک .
يادته همسترامو مامانم ولشون كرده بود ؟ يادته نصفه شب زنگ زدم گفتم همسترامو مامانم انداخته دور٫ يادته صبحش اومدم پيشت٫ تو بغلت زار زار گريه كردم ٫يادته ميگفتي زشته اينجوري گريه نكن ٫الان مامانم فكر ميكنه كسي مرده. يادته گفتي گريه نكن مگه من مردم. يادته وقتي اينو گفتي بيشتر بهت چسبيدمو بيشتر حق حق كردم. يادته از گريه من گريت گرفت و فكر كردي من اشكتو نديدم. يادته گفتي فداي سرت رفتيم خونمون برات چند تا جفتشو ميخرم. يادته اونروز دلم ميخواست پيشت بمونم و آروم شم و نرم سر كلاس. يادته اونروز منو به زرو فرستادي سر كلاس كه ديگه به همسترام فكر نكنم ؟ يادته چند شب پيشا تو خواب داشتم گريه ميكردمو تو آروم بيدارم كرديو بغلم كردي ٫يادته اونشب دوباره همونجوري گريه كردم ؟ عشقم اونشب خواب ديدم تو مردي ...
|
About![]()
از چه باید بنویسم .. Archivesدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 Links
... |