خوبه که پاییز اومدو تو همه چیزو خراب کردی و فردا تولدمه و من نمیتونم فردا بنویسم ٫ خوبه که اینهمه دوست خوب دارم که یادم بودن ٫ من میدونم تو طاقت نمیاری.... کاشکی که کادوی تولدی که میخوای به من بدی این همه غم و غصه نباشه . بازم صبر میکنم برای تمام امید هایی که دارم برای رسیدن به تمام آرزوهام ... میدونی من دلم واسه اونروزایی که حتی یه ساعتم نمیتونستیم باهم قهر کنیم یه ذره شده ... خداروشکر که به دنیا اومدم و توی بد اخلاقمو دارم .... دوست دارم .... تولدمم مبارک
+نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت11:34توسط سيب آبي |
|
About
از چه باید بنویسم .. از اتاقی که چون گور برایم تنگ و تاریک است.. یا از عشقی که برایم رویاست... از عشقی مینویسم که مال من است .