|
اگه یه تفنگ داشتمو استفاده ازش آزاد بود تاحالا خیلي ها رو راحت کرده بودم٫ حالا میتونی سخت فکر کنی ببینی بودی جزوشون یا نه ....
از زندگی خندم میگیره
هواشناسی اعلام کرده که هوا گفته من حالم از تهران و آدماش بهم میخوره و فعلا هیچ گونه برفی رو در اختیار تهران خاک بر سر نمیزارم تا مردم له له بزنن از بی سهمیگیه برف . یه آدم متاهل یهویی ۱۰ شب با فینقولای مجرد میزاره میره بااااااغ آدما خسته میشن ٫ خسته که شدن هیچی نمیگن آه میکشن ...
کاشکی این کلاسهای صبحگاهی واقعا برگزار بود تا دچار بی عاری ( بی آری؟؟؟) نمیشدم ٫ پایین که بودیم زندگی داشتیم حداقل ٫ از وقتی اومدیم بالا زندگی هم نداریم ... چرا صبحی نمیاد که وقتی از خواب پامیشم همه جا پر از برف شده باشه آخه ...
يه معلم داشتيم ميگفت آرزوهاتونو بنويسين يه جايي بعدا كه بزرگ شدين يا به آرزوهاتون رسيدين خوندنش كلي كيف ميده ٫ من ننوشتم اما بعضياش يادم مونده و الان كه رسيدم بهشون ميبينم فكرشم كلي كيف ميده ...
|
About![]()
از چه باید بنویسم .. Archivesدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 Links
... |